حسن حسين زاده شانه چى
257
اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)
صغرى و از اواخر قرن سوم هجرى ، تحول جديدى در شيوهء فقاهتى شيعه پديد آمد و فقيهان روش خويش را در تدوين فقه و احكام شرعى تغيير دادند . در اين شيوهء جديد ، فقيهان شيعه به استخراج احكام از ميان روايات و احاديث دست زدند ، به جاى اينكه به ذكر روايات در هر مسأله فقهى و استناد به آنها بسنده كنند ، و بدين ترتيب فتواهاى شرعى فقيهان در هر باب جاى بيان روايات و احاديث فقهى را گرفت . « 1 » فقيهان به جاى روايت احاديث فقهى ، به استنباط احكام از ميان روايات مىپرداختند و نتيجهء آن را كه فتواهاى شرعى بود ، بيان مىكردند . اين شيوه ، قدرت استنباط علمى فقيهان را در اين دوره كه دسترسى به امام ميسر نبود ، تقويت مىنمود و از طرفى براى عموم مردم ، كه از آگاهى علمى و درك فقهى كافى و بالا برخوردار نبودند ، سودمند بود . مكتب فقهى جديد كه مىتوان آن را فقه منصوص و يا به تعبير آية اللّه بروجردى ، المسائل المتلقاة « 2 » ناميد ، نخستين بار توسط ابن بابويه ( م 329 ق ) محدث بزرگ قمى ، ابداع شد . وى فتواهاى خود را در رسالهاى براى فرزندش شيخ صدوق نوشت كه شيخ بسيارى از عبارات وى را در كتب فقهى خود ، من لا يحضره الفقيه ، المقنع ، و الهدايه ذكر كرده است و پس از پدر همين شيوه را دنبال مىنمود . « 3 » در ابتداى شكلگيرى مكتب جديد فقهى ، فقيهان به جهت رعايت احتياط در بيان فتواها ، عين الفاظ احاديث مربوط را مىآوردند و در واقع فتواهاى مذكور ، همان روايات بودند ؛ ولى بدون ذكر سند و انتساب آنها به امام . مكتب فقهيى كه در اين عصر شكل گرفت به زودى در اوايل غيبت كبرى تكامل
--> ( 1 ) . همان ، ص 5 ؛ ابن براج ، المهذب ، مقدمه ، ص 23 - 24 و گرجى ، تاريخ فقه و فقهاء ، ص 125 - 126 . ( 2 ) . همان ، ص 47 . ( 3 ) . همان .